محمد مهدى ملايرى

115

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در اين عبارت به صورت البزند درآمده كلمه‌اى شناخته شده و معروف بوده . ديگر اين‌كه اگر آن كلمه‌اى كه خوارزمى به كار برده به معنى بستان باشد ديگر جزء اصطلاحات خاص ديوان آب شمرده نمىشده و در اين فصل كه عنوان آن « فى الفاظ تستعمل فى ديوان الماء » است جائى نمىداشته است . و اين مىرساند كه در اين عبارت تحريفى روى داده كه مصحح كتاب هم به رفع آن توفيق نيافته . شايد به قرينهء آنچه از معجم البلدان و تاريخ سيستان دربارهء برند و بند بستنها نقل شد بتوان عبارت خوارزمى را بدين‌صورت تصحيح كرد : « البرند هى البستان » يعنى به جاى زاى نقطه‌دار در البزند راى بىنقطه گذارده شود و بستان هم به فتح با باشد و بدين‌ترتيب برند همان كلمه‌اى مىشود كه در معجم البلدان به معنى سدّ و بند آمده و بستان هم به فتح با با بند بستنهاى تاريخ سيستان كه در معنى پرن ذكر شد منطبق مىگردد . * * * حق‌آبه كشاورزان و نظارت ديوانى بر آن در مورد ثبت و ضبط حق‌آبه كشاورزان و اشراف بر حسن اجراى تقسيم آب بين صاحبان حق كه در همه دوره‌ها و در همه احوال يكى از كارهاى مهم دولتهاى ايران بوده ، و توجه به اين امر يكى از وظايف اصلى فرمانروايان به شمار مىرفته ، با آنكه از دوران ساسانى مستقيما از خلال مآخذى كه به آن دوران بازمىگردد در اين زمينه اطلاع كافى در اختيار نيست ولى فرمانى از صاحب بن عبّاد وزير معروف ديلميان در دست است كه هرچند انشاء آن به قرن چهارم هجرى مىرسد ولى چون بر طبق همان فرمان اساس آن « بر دستورهاى قديمى و ثبت‌هاى كهن و رسمهاى معهود و سنت‌هاى موروث » است ، مىتوان آن را نمونه‌اى شمرد از آنچه در ايران از ديرباز در تقسيم آب رودها رعايت مىشده و دولت‌ها به آن اهتمام مىداشته‌اند . اين فرمان حكم انتصاب كسى است كه به سرپرستى آب رودخانهء زرّينه‌رود منصوب شده و اين خود دليل بر اهميت اين شغل در نظر فرمانروايان بوده است . و از آنجا كه شامل دستور العمل‌هائى هم به او هست كه هم